MI

خرید بک لینک
مریضم مرد

از غروب سوزش سردل داشت

سریع حدس زدم که سکته باشه

نوارگرفتم نرمال بود

کد خورد

نوارگرفتم وی تک کرده بود و تاکی کاردی بود ریت 300 تا

گفتم به رزیدنت

محل نداد

تشنج کرد

دیازپام زدم

خوابم برد چهار تا شش

شش پاشدم سیانوزه بود

هرچی ماساژ دادم فایده نداشت

دستم درد گرفت

اپی نفرین زدم

ماساژ

ماساژ

ماساژ

عرقم دراومد

سینش سفت شده بود...

نمازم قضا شده بود

وضو داشتم وقتی ماساژش می دادم

توچشماش نگاه می کردم و ماساژ ولی ...

..................................................

خط صاف

ملافه سفید

فحش های رکیک همراها بعد از این شب دردناک

خوابم نمیبره

جلوی چشمامه

من هرکار میتونستم کردم

پزشک حرفمو جدی نگرفت و به موقع نیومد

کاش من پزشک بودم

کاش پرستار نبودم

نمیدونم

مریضم هوشیار بود از سر شب

من تو تموم لحظه ها پیشش بودم

سرشب بهم گفت ان شاالله خوشبخت بشی

داشت سکته می کرد من پیشش بودم

تشنج کرد من پیشش بودم

خدایا چرا من پرستار شدم

خدایا اخر عاقبت من چی میشه؟

خدایا حالم خوب نیستش

پرستار...

ما را در سایت پرستار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 14:57

صفحه بندی